تاریخچه وایکینگها | از اسکاندیناوی تا اروپا و آمریکای شمالی
تاریخچه کامل وایکینگها؛ آشنایی با خاستگاه، عصر وایکینگها، سفرها و فتوحات، کشتیها، دین، زندگی روزمره، حضور در اروپا و آمریکای شمالی و پایان این دوره.

تاریخچه وایکینگها؛ از اسکاندیناوی تا سراسر اروپا و آمریکای شمالی
تهیه و تنظیم: قلمستان
وایکینگها یکی از شناختهشدهترین گروههای تاریخی اروپای قرون وسطی هستند؛ مردمانی دریانورد از اسکاندیناوی که در طول چند قرن به تجارت، کشاورزی، اکتشاف، مهاجرت و جنگ پرداختند و ارتباطات گستردهای میان شمال اروپا و مناطق دوردست ایجاد کردند.
آنها تنها جنگجویان و غارتگران نبودند؛ وایکینگها دریانورد، بازرگان، کشاورز، صنعتگر و کاوشگر نیز بودند و در بخشهایی از اروپا، روسیه، ایسلند، گرینلند و حتی آمریکای شمالی حضور پیدا کردند.
وایکینگها چه کسانی بودند؟
اصطلاح «وایکینگ» به یک قوم یا نژاد واحد اشاره نمیکند. بیشتر وایکینگهایی که در منابع تاریخی شناخته شدهاند از سرزمینهایی میآمدند که امروزه دانمارک، نروژ و سوئد نامیده میشوند.
آنها در دورهای که معمولاً «عصر وایکینگها» نامیده میشود، از طریق دریا و رودخانهها به مناطق مختلف سفر کردند و در نقاط مختلف بهعنوان جنگجو، تاجر، مهاجر و کاوشگر فعالیت داشتند.
عصر وایکینگها از چه زمانی آغاز شد؟
تاریخ دقیق آغاز و پایان عصر وایکینگها مورد بحث تاریخی است، اما حمله به صومعه لیندیسفارن (Lindisfarne) در انگلستان در سال ۷۹۳ میلادی معمولاً بهعنوان یکی از نقاط آغازین این دوره شناخته میشود.
این حمله توجه زیادی را در اروپای مسیحی به خود جلب کرد و پس از آن، حملات وایکینگها به مناطق ساحلی بریتانیا و ایرلند افزایش یافت.
با این حال، فعالیت اسکاندیناویاییها پیش از سال ۷۹۳ نیز وجود داشت و ارتباطات تجاری و مهاجرتی آنها پیش از آغاز حملات مشهور وایکینگی شکل گرفته بود.
چرا وایکینگها به سرزمینهای دیگر سفر میکردند؟
یک دلیل واحد برای گسترش وایکینگها وجود ندارد و پژوهشهای تاریخی عوامل مختلفی را مطرح میکنند.
از جمله عوامل مهم میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
تجارت و کسب ثروت
دسترسی به زمینهای جدید
مهاجرت
قدرت سیاسی و رقابت میان فرمانروایان
اکتشاف سرزمینهای ناشناخته
دسترسی به منابع و کالاهای ارزشمند
جنگ و غارت
بنابراین تصویر «وایکینگ = غارتگر» تنها بخشی از واقعیت تاریخی آنهاست. منابع تاریخی نشان میدهند که وایکینگها همزمان در تجارت، کشاورزی، سکونت و ایجاد مراکز جدید نیز فعال بودند.
کشتیهای وایکینگها؛ راز گسترش آنها
یکی از مهمترین عوامل موفقیت وایکینگها، مهارت آنها در کشتیسازی و دریانوردی بود.
کشتیهای معروف آنها، بهویژه لانگشیپها (Longships)، امکان حرکت در آبهای آزاد و همچنین ورود به رودخانههای کمعمق را فراهم میکردند.
همین ویژگی به وایکینگها اجازه میداد مسافتهای طولانی را طی کنند و در مناطقی دور از سرزمین اصلی اسکاندیناوی ظاهر شوند.
وایکینگها در بریتانیا
بریتانیا یکی از مهمترین مناطق فعالیت وایکینگها بود.
پس از حمله لیندیسفارن، حملات به صومعهها و مناطق ساحلی افزایش پیدا کرد. در ادامه، وایکینگها از مرحله حمله و غارت عبور کردند و در بخشهایی از انگلستان سکونت کردند.
در قرن نهم میلادی، ارتشهای وایکینگ در بخشهایی از انگلستان قدرت گرفتند و منطقهای که بعدها به نام Danelaw شناخته شد، تحت تأثیر قوانین و سکونت دانمارکیها قرار گرفت.
شهر یورک نیز به یکی از مراکز مهم تجاری در قلمرو وایکینگها تبدیل شد.
وایکینگها در ایرلند
وایکینگها از اواخر قرن هشتم میلادی به ایرلند نیز حمله کردند.
آنها در ابتدا بیشتر به صومعهها و مناطق ساحلی حمله میکردند، اما بهتدریج پایگاهها و مراکز دائمی ایجاد کردند.
شهرهایی مانند دوبلین، واترفورد، وکسفورد و لیمریک با حضور و فعالیت اسکاندیناویاییها ارتباط تاریخی پیدا کردند و برخی از آنها به مراکز مهم تجارت تبدیل شدند.
وایکینگها در فرانسه و شکلگیری نورماندی
فعالیت وایکینگها تنها به بریتانیا محدود نبود.
آنها در قرن نهم میلادی بارها به بخشهایی از سرزمین فرانکها حمله کردند و حتی تا شهرهایی مانند پاریس پیش رفتند.
در سال ۹۱۱ میلادی، «رولو» و پادشاه فرانکهای غربی به توافقی رسیدند که در نتیجه آن رولو و پیروانش در منطقهای از شمال فرانسه مستقر شدند.
این سرزمین بعدها به نورماندی معروف شد؛ نامی که از مفهوم «سرزمین مردان شمالی» گرفته شده است.
وایکینگها در شرق اروپا و روسیه
گروههایی از اسکاندیناویاییها مسیر متفاوتی را در پیش گرفتند و به سمت شرق اروپا حرکت کردند.
آنها از رودخانههای بزرگ برای ارتباط میان دریای بالتیک، دریای سیاه و مناطق اطراف استفاده میکردند.
در منابع تاریخی، این گروهها با نامهایی مانند Rus یا Varangians شناخته شدهاند و در شکلگیری ساختار سیاسی کییف روس (Kievan Rus) نقش داشتند.
ارتباطات تجاری آنها حتی به مناطق دوردستی مانند بغداد و قسطنطنیه نیز میرسید. کالاهایی مانند خز، عسل، موم و بردگان در این شبکههای تجاری جابهجا میشدند و نقره اسلامی نیز به شمال اروپا راه پیدا میکرد.
وایکینگها و کشف ایسلند
ایسلند یکی از مهمترین مناطق سکونت اسکاندیناویاییها در اقیانوس اطلس شمالی بود.
در طول قرن نهم میلادی، مهاجران اسکاندیناویایی به این جزیره رفتند و جوامع جدیدی در آن شکل گرفت.
ایسلند بعدها به یکی از مهمترین مراکز ثبت ادبیات و داستانهای مربوط به تاریخ وایکینگها تبدیل شد.
وایکینگها در گرینلند
حرکت وایکینگها به سمت غرب ادامه پیدا کرد.
طبق منابع تاریخی، اریک سرخ (Erik the Red) در حدود سال ۹۸۵ میلادی به همراه گروهی از مهاجران نورس در گرینلند مستقر شد.
جوامع نورس برای چند قرن در گرینلند زندگی کردند و به دامداری، شکار و فعالیتهای اقتصادی دیگر پرداختند.
آیا وایکینگها به آمریکا رسیدند؟
بله. شواهد باستانشناسی نشان میدهد که نورسها پیش از سفرهای اروپایی عصر جدید به آمریکای شمالی رسیده بودند.
یکی از مهمترین شواهد، محوطه باستانشناسی L’Anse aux Meadows در نیوفاندلند کانادا است که به حضور نورسها در آمریکای شمالی مربوط میشود.
این موضوع یکی از مهمترین دستاوردهای دریانوردی وایکینگها محسوب میشود.
جامعه و زندگی روزمره وایکینگها
زندگی وایکینگها فقط به جنگ و سفر محدود نمیشد.
بخش بزرگی از جامعه آنها را کشاورزان، دامداران، صنعتگران و بازرگانان تشکیل میدادند.
آنها در روستاها و سکونتگاههایی زندگی میکردند و به تولید غذا، ساخت ابزار، نساجی، فلزکاری و تجارت میپرداختند. منابع تاریخی نیز تأکید میکنند که وایکینگها علاوه بر جنگجو بودن، صنعتگر و کشتیساز و تاجر بودند.
دین و باورهای وایکینگها
پیش از گسترش مسیحیت در اسکاندیناوی، بسیاری از جوامع نورس از مجموعهای از باورهای چندخدایی پیروی میکردند.
اودین، ثور، فریا و دیگر خدایان نورس در اسطورهشناسی آنها جایگاه مهمی داشتند.
با گذشت زمان، مسیحیت در کشورهای اسکاندیناوی گسترش پیدا کرد و ساختار مذهبی منطقه تغییر کرد. در اواخر عصر وایکینگها، پادشاهان و جوامع اسکاندیناوی بهتدریج مسیحی شدند.
آیا وایکینگها کلاهخود شاخدار داشتند؟
یکی از معروفترین تصورات اشتباه درباره وایکینگها، تصویر جنگجویانی با کلاهخود شاخدار است.
با وجود شهرت این تصویر در فیلمها، سریالها و آثار هنری، شواهد باستانشناسی نشان نمیدهد که کلاهخودهای شاخدار بخشی معمول از تجهیزات جنگی وایکینگها بوده باشند.
کلاهخودهای شناختهشده مربوط به عصر وایکینگها سادهتر بودند و نمونه مشهور Gjermundbu در نروژ نیز فاقد شاخ است. تصویر کلاهخود شاخدار بیشتر در هنر اروپای قرن نوزدهم رواج پیدا کرد.
شخصیتهای مهم در تاریخ وایکینگها
در تاریخ وایکینگها افراد زیادی نقش مهمی داشتند. از چهرههای شناختهشده میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
هارالد بلوتوث
پادشاه دانمارک که در نیمه دوم قرن دهم میلادی نقش مهمی در اتحاد دانمارک و گسترش مسیحیت داشت.
رولو
یکی از رهبران وایکینگ که در شکلگیری نورماندی نقش داشت و دودمان او بعدها در تاریخ انگلستان نیز تأثیرگذار شد.
اریک سرخ
از چهرههای مهم در تاریخ سکونت نورسها در گرینلند.
کنوت بزرگ
پادشاهی که در اوایل قرن یازدهم بر قلمروهایی از جمله انگلستان، دانمارک و نروژ حکومت کرد و یک قدرت بزرگ در شمال اروپا ایجاد کرد.
پایان عصر وایکینگها
پایان عصر وایکینگها یک اتفاق واحد و ناگهانی نبود. مسیحی شدن اسکاندیناوی، شکلگیری حکومتهای مرکزی قدرتمند، تغییر مسیرهای تجاری و ادغام جوامع نورس در ساختارهای سیاسی اروپا به تدریج شرایط را تغییر داد.
سال ۱۰۶۶ میلادی معمولاً یکی از نقاط نمادین پایان عصر وایکینگها در نظر گرفته میشود. در همان سال، هارالد هاردرادا، پادشاه نروژ، در نبرد استمفورد بریج در انگلستان شکست خورد و کشته شد.
با این حال، میراث اسکاندیناویاییها پس از این تاریخ همچنان ادامه یافت و فرهنگ، زبان، نام مکانها و ساختارهای سیاسی ایجادشده توسط آنها تأثیر خود را حفظ کرد.
میراث وایکینگها در دنیای امروز
تأثیر وایکینگها هنوز در بخشهایی از اروپا قابل مشاهده است.
نام بسیاری از مکانها در انگلستان و سایر مناطق، واژههایی با ریشه اسکاندیناویایی دارند. زبان انگلیسی نیز تعدادی واژه با ریشه نورس قدیم در خود جای داده است.
ادبیات ایسلندی، داستانهای نورس، اسطورههای اسکاندیناوی و یافتههای باستانشناسی نیز باعث شدهاند مطالعه تاریخ وایکینگها همچنان مورد توجه باشد.
جمعبندی
تاریخ وایکینگها بسیار گستردهتر از داستان جنگجویانی است که با کشتی به سرزمینهای دیگر حمله میکردند. آنها دریانورد، تاجر، کشاورز، صنعتگر، مهاجر، کاوشگر و جنگجو بودند و طی چند قرن شبکهای گسترده از ارتباطات را از اسکاندیناوی تا اروپا، خاورمیانه و آمریکای شمالی ایجاد کردند.
از حمله لیندیسفارن در سال ۷۹۳ میلادی تا حضور نورسها در آمریکای شمالی و سپس پایان نمادین عصر وایکینگها در سال ۱۰۶۶، این دوره یکی از مهمترین فصلهای تاریخ اروپای قرون وسطی به شمار میرود.







